X
تبلیغات
زولا
دوشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1388
قبل از اعزام

اول از همه سلام به تمامی دوستان


این وبلاگ قراره محلی بشه برای نوشتن درباره خاطرات دوره آموزشی در مرکز آموزشی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ( نزاجا ) معروف به پادگان ۰۱


البته هنوز ۵ روز تا تاریخ اعزام مونده ! آفرین به همه آدم های با هوش دوره اسفند ۱۳۸۸ را در اینجا مرور خواهیم کرد.


راستی بهتره که قبل از رفتن هم شنیده هام و نظر خودم را در موردش بنویسم که وقتی برگشتم ببینم چقدر به نظرم می خندم ! و اینم بگم که فعلا ۳ نفر از کسایی که قراره اونجا با هم خدمت کنیم رو می شناسم .


و اما آنچه راویان روایت فرمودند :

عده ای از این سرزمین ( منظورم ۰۱ هست دیگه !) به هتل ۰۱ یاد می کنند .....

این عده که البته تعدادشان به انگشتان دست هم نمیرسه معلوم نیست چرا اینقدر اونجا بهشون خوش گذشته که اونجا رو هتل میدونند و در بیانیاتشان می فرمایند در این پادگان کلیه سربازان از لیسانس به بالا هستند و برخورد افسران آموزشی و .... بسیار مناسب و با احترام است


اما اکثر کسانی که دیده ام گفته اند از آنجا که هرچی بی عرضه و بی هنر است ( خواهشا فعلا افسران آموزش و فرمانده آینده این ها را نبیند که آن وقت خدا به دادمان برسد ) جمع شده اند.

در واقع این عده معتقدند نیروی زمینی ارتش جای اینگونه افراد هست و آدم های درست و حسابی ارتش ( شما همون هنرمنداش بخون ... شایدم بازیگری آهنگسازی چیزی باشند ) در نیروی دریایی و هوایی مشغولند !

این عده از وضع بد غذا و خواب گرفته تا تعداد دفعات نگهبانی و برخورد نا مناسب و رژه های طاقت فرسا و سخت تر از همه اردوی شرایط سخت تلو شکایت داشته اند و صد البته که همه این عزیزان اعلام می فرمایند که یاد آوری تمام این سختی ها برایشان شیرین است ....


و اما نظر خودم اینه که چه خوب چه بد میگذره مهم اینه که این 2ماه رو به خودم سخت نگیرم !